هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر پرآوازهٔ سبک هندی، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، مخاطب را به گشودگی دل و روح، پرهیز از مردم سرد و تیره، و روی آوردن به زیباییهای حقیقی زندگی دعوت میکند. شاعر با استفاده از عناصر طبیعت مانند غنچه، آفتاب، موج و دریا، بر اهمیت حرکت، پویایی و جستجوی معنا در زندگی تأکید میورزد.
رده سنی:
15+
این شعر به دلیل استفاده از زبان نمادین و مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی، برای درک و لذت بردن کامل، به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد در افراد شکل میگیرد.
غزل ۷۵۱ - چون پای خم به دست فتادت کمر گشا
چون پای خم به دست فتادت کمر گشا
چون گرم شد سرت ز می ناب، سر گشا ۱
از هر که دل گشوده نگردد کناره گیر
چون غنچه در به روی نسیم سحر گشا ۲
از مردمان سرد نفس تیره می شوی
آیینه پیش مردم صاحب نظر گشا ۳
قانع به رنگ و بوی گل بی وفا مشو
بر روی آفتاب چو شبنم نظر گشا ۴
از سر هوای پوچ برون چون حباب کن
چون موج در میانه دریا کمر گشا ۵
زان پیشتر که بر دل مردم گران شوی
استادگی مکن، پر و بال سفر گشا ۶
چون موج، پشت دست به کف زن درین محیط
آغوش چون صدف به هوای گهر گشا ۷
زخم گشاده رو به بغل تیغ را کشید
آغوش رغبتی تو هم ای بی جگر گشا ۸
تا بر تو خوشگوار شود بستن نظر
یک ره نظر به عالم پر شور و شر گشا ۹
باطل مکن به سیر و تماشا نگاه خویش
زنهار صائب از سر عبرت نظر گشا ۱۰
چون گرم شد سرت ز می ناب، سر گشا ۱
از هر که دل گشوده نگردد کناره گیر
چون غنچه در به روی نسیم سحر گشا ۲
از مردمان سرد نفس تیره می شوی
آیینه پیش مردم صاحب نظر گشا ۳
قانع به رنگ و بوی گل بی وفا مشو
بر روی آفتاب چو شبنم نظر گشا ۴
از سر هوای پوچ برون چون حباب کن
چون موج در میانه دریا کمر گشا ۵
زان پیشتر که بر دل مردم گران شوی
استادگی مکن، پر و بال سفر گشا ۶
چون موج، پشت دست به کف زن درین محیط
آغوش چون صدف به هوای گهر گشا ۷
زخم گشاده رو به بغل تیغ را کشید
آغوش رغبتی تو هم ای بی جگر گشا ۸
تا بر تو خوشگوار شود بستن نظر
یک ره نظر به عالم پر شور و شر گشا ۹
باطل مکن به سیر و تماشا نگاه خویش
زنهار صائب از سر عبرت نظر گشا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵۰ - بشنو ز من ترانه غیرت فزای را
گوهر بعدی:غزل ۷۵۲ - شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.