هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی به مفاهیمی مانند عشق، شکستوساز، کمال در نقص، و نگاه متفاوت به جهان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند «برق جلال»، «داغ پلنگ»، و «یاقوت و لعل»، تضادها و وحدت در جهان را به نمایش میگذارد. همچنین، مفاهیمی مانند مرگ و حیات، خواب و خیال، و ارزشهای معنوی در مقابل مادی مورد بررسی قرار میگیرند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۷۶۹ - برق جلال، عین جمال است پیش ما
برق جلال، عین جمال است پیش ما
داغ پلنگ، چشم غزال است پیش ما ۱
افتاده از شکستگی آن روی، رنگ ما
رنگ شکسته، چهره آل است پیش ما ۲
فرع خودی است خودشکنی اهل دید را
اظهار نقص، عرض کمال است پیش ما ۳
ما چشم از چکیده دل آب داده ایم
یاقوت و لعل، سنگ و سفال است پیش ما ۴
ما را نظر به عالم دیگر گشوده اند
مرگ و حیات، خواب و خیال است پیش ما ۵
صیدی به تشنه زخمی ما نیست عشق را
تیغ برهنه، آب حلال است پیش ما ۶
پوشیده است در گره بستگی، گشاد
لب بستن از سؤال، سؤال است پیش ما ۷
از هر که بوی سوختگی می توان شنید
جان بخش چون نسیم شمال است پیش ما ۸
در پرده غبار خط (آن) لعل آبدار
صد پرده به ز آب زلال است پیش ما ۹
در جستجو چو موج سرابیم بی قرار
آسودگی خیال محال است پیش ما ۱۰
ممنون نگشتن از کرم خلق، عید ماست
چین جبین بخل، هلال است پیش ما ۱۱
روشن شده است از می روشن سواد ما
جام جهان نمای، سفال است پیش ما ۱۲
چون گل دو هفته نیست فزون خوبی جمال
حسن تمام، حسن خصال است پیش ما ۱۳
ظلمت حجاب نور تجلی نمی شود
شام فراق، صبح وصال است پیش ما ۱۴
بر اوج اعتبار، فلک هر که را رساند
چون آفتاب وقت زوال است پیش ما ۱۵
خرج غم معاش شود فکر ما تمام
فکری که نیست، فکر مآل است پیش ما ۱۶
از سرنوشت صفحه ننوشته آگهیم
رخسار ساده پر خط و خال است پیش ما ۱۷
از دل رمیدگان شود آرام ما زیاد
موج سراب، فوج غزال است پیش ما ۱۸
از حرف سخت خلق نداریم شکوه ای
صائب شکستگی پر و بال است پیش ما ۱۹
داغ پلنگ، چشم غزال است پیش ما ۱
افتاده از شکستگی آن روی، رنگ ما
رنگ شکسته، چهره آل است پیش ما ۲
فرع خودی است خودشکنی اهل دید را
اظهار نقص، عرض کمال است پیش ما ۳
ما چشم از چکیده دل آب داده ایم
یاقوت و لعل، سنگ و سفال است پیش ما ۴
ما را نظر به عالم دیگر گشوده اند
مرگ و حیات، خواب و خیال است پیش ما ۵
صیدی به تشنه زخمی ما نیست عشق را
تیغ برهنه، آب حلال است پیش ما ۶
پوشیده است در گره بستگی، گشاد
لب بستن از سؤال، سؤال است پیش ما ۷
از هر که بوی سوختگی می توان شنید
جان بخش چون نسیم شمال است پیش ما ۸
در پرده غبار خط (آن) لعل آبدار
صد پرده به ز آب زلال است پیش ما ۹
در جستجو چو موج سرابیم بی قرار
آسودگی خیال محال است پیش ما ۱۰
ممنون نگشتن از کرم خلق، عید ماست
چین جبین بخل، هلال است پیش ما ۱۱
روشن شده است از می روشن سواد ما
جام جهان نمای، سفال است پیش ما ۱۲
چون گل دو هفته نیست فزون خوبی جمال
حسن تمام، حسن خصال است پیش ما ۱۳
ظلمت حجاب نور تجلی نمی شود
شام فراق، صبح وصال است پیش ما ۱۴
بر اوج اعتبار، فلک هر که را رساند
چون آفتاب وقت زوال است پیش ما ۱۵
خرج غم معاش شود فکر ما تمام
فکری که نیست، فکر مآل است پیش ما ۱۶
از سرنوشت صفحه ننوشته آگهیم
رخسار ساده پر خط و خال است پیش ما ۱۷
از دل رمیدگان شود آرام ما زیاد
موج سراب، فوج غزال است پیش ما ۱۸
از حرف سخت خلق نداریم شکوه ای
صائب شکستگی پر و بال است پیش ما ۱۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۹
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۸ - دوری ز خلق، باغ و بهارست پیش ما
گوهر بعدی:غزل ۷۷۰ - آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.