هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به بیان ناامیدی و رنجهای انسان در برابر روزگار و تقدیر میپردازد. شاعر از بیعدالتیها و سختیهای زندگی شکایت دارد و اشاره میکند که تلاشهای انسان گاهی بیثمر میماند. همچنین، او از غفلت انسان و تأثیر آن بر زندگی انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن انتقادی و ناامیدانه متن برای سنین پایینتر مناسب نیست.
غزل ۷۷۲ - دست فلک کبود شد از گوشمال ما
دست فلک کبود شد از گوشمال ما
شوخی ز سر نهشت دل خردسال ما ۱
چندین هزار جامه بدل کرد روزگار
غفلت نگر که رنگ نگرداند حال ما ۲
با آن که آفتاب قیامت بلند شد
بیرون نداد نم، عرق انفعال ما ۳
چون آفتاب سرکشی ما زیاده شد
چندان که بیش داد فلک خاکمال ما ۴
عمر آنچنان گذشت که رو باز پس نکرد
دنبال خود ندید ز وحشت غزال ما ۵
افکند روزگار به یکبار صد کمند
از شش جهت به گردن وحشی غزال ما ۶
از سیلی خزان که ز رخ رنگ می برد
نگذاشت باد سرکشی از سر نهال ما ۷
خال شب از صحیفه ایام محو شد
از شبروی به تنگ نیامد خیال ما ۸
صائب هزار حیف که در مزرع جهان
شد صرف شوره زار معاصی، زلال ما ۹
شوخی ز سر نهشت دل خردسال ما ۱
چندین هزار جامه بدل کرد روزگار
غفلت نگر که رنگ نگرداند حال ما ۲
با آن که آفتاب قیامت بلند شد
بیرون نداد نم، عرق انفعال ما ۳
چون آفتاب سرکشی ما زیاده شد
چندان که بیش داد فلک خاکمال ما ۴
عمر آنچنان گذشت که رو باز پس نکرد
دنبال خود ندید ز وحشت غزال ما ۵
افکند روزگار به یکبار صد کمند
از شش جهت به گردن وحشی غزال ما ۶
از سیلی خزان که ز رخ رنگ می برد
نگذاشت باد سرکشی از سر نهال ما ۷
خال شب از صحیفه ایام محو شد
از شبروی به تنگ نیامد خیال ما ۸
صائب هزار حیف که در مزرع جهان
شد صرف شوره زار معاصی، زلال ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۱ - در سیر و دور می گذرد ماه و سال ما
گوهر بعدی:غزل ۷۷۳ - هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.