هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج عشق و محبت است. شاعر از سوختن جگر در عشق، پریشانی و ناامیدی سخن می‌گوید و از خطرات و دشواری‌های زندگی شکایت می‌کند. او از ناتوانی در پرواز و رسیدن به آرزوهایش می‌نالد و از خداوند درخواست کمک می‌کند. شعر پر از استعاره‌های زیبا و احساسی است که درد درونی شاعر را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مضامین آن مانند درد و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

غزل ۸۰۷ - تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را

تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
گلهای چمن آینه کردند پرم را ۱

از موج حلاوت دل مرغان چمن سوخت
هر چند فشاندند به خامی ثمرم را ۲

آن در یتیمم که درین قلزم خونخوار
از موج خطر شانه بود موی سرم را ۳

بوی جگر سوخته زد خیمه به صحرا
تا شوق برون داد ز خارا شررم را ۴

دلبستگیی با لب پرخنده ندارم
ترسم نگذارند به من چشم ترم را ۵

بسیار به تنگم ز پریشانی پرواز
کو دام که شیرازه کند بال و پرم را؟ ۶

بر خاطر موج است گران، دیدن ساحل
یارب تو نگه دار ز منزل سفرم را! ۷

افسوس که در دامن این لاله ستان نیست
داغی که خبردار نماید جگرم را ۸

دیدند به دوشم نمد فقر گران نیست
از بال هما اره کشیدند سرم را ۹

چون لاله درین باغ ندانم به چه تقصیر
بر داغ نهادند بنای جگرم را ۱۰

صائب نشود خشک به خورشید قیامت
بر خاک نویسند اگر شعر ترم را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰۶ - از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم را
گوهر بعدی:غزل ۸۰۸ - از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.