هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به بیان احساسات عاشقانه، درد فراق، و حالات روحی عاشق میپردازد. شاعر از عناصری مانند سرو، غنچه، موی میان، و آتش دوزخ برای توصیف عشق و رنجهای آن استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۸۰۹ - استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان را ۱
حیف است شود رشته جان ها گره آلود
شیرازه دل ها مکن آن موی میان را ۲
بی تابی عاشق شود از وصل فزون تر
ناسور کند پنبه ما داغ کتان را ۳
از آتش دوزخ دل عاشق نهراسد
بستر ز تب گرم بود شیر ژیان را ۴
از چشم غزالان حرم، خواب سفر کرد
ابروی تو روزی که به زه کرد کمان را ۵
مغز سر من نیست تنک مایه سودا
در دیده من جوش بهارست خزان را ۶
هرگز نشود برق ز فانوس حصاری
از خود نتوان کرد جهان گذران را ۷
عشق آمد و بیرون در افکند چو نعلین
از خلوت اندیشه من هر دو جهان را ۸
بیدار نشد چشم تو از شور قیامت
طوفان، تری مغز شد این خواب گران را ۹
میدان تو هر چند بود همچو کف دست
زنهار به صد دست نگه دار عنان را ۱۰
صائب ز لبت گوهر شهوار نریزد
چندی چو صدف تا نکنی مهر، دهان را ۱۱
خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان را ۱
حیف است شود رشته جان ها گره آلود
شیرازه دل ها مکن آن موی میان را ۲
بی تابی عاشق شود از وصل فزون تر
ناسور کند پنبه ما داغ کتان را ۳
از آتش دوزخ دل عاشق نهراسد
بستر ز تب گرم بود شیر ژیان را ۴
از چشم غزالان حرم، خواب سفر کرد
ابروی تو روزی که به زه کرد کمان را ۵
مغز سر من نیست تنک مایه سودا
در دیده من جوش بهارست خزان را ۶
هرگز نشود برق ز فانوس حصاری
از خود نتوان کرد جهان گذران را ۷
عشق آمد و بیرون در افکند چو نعلین
از خلوت اندیشه من هر دو جهان را ۸
بیدار نشد چشم تو از شور قیامت
طوفان، تری مغز شد این خواب گران را ۹
میدان تو هر چند بود همچو کف دست
زنهار به صد دست نگه دار عنان را ۱۰
صائب ز لبت گوهر شهوار نریزد
چندی چو صدف تا نکنی مهر، دهان را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰۸ - از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
گوهر بعدی:غزل ۸۱۰ - گمراه کند غفلت من راهبران را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.