هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند حیرت در عشق، جدایی از دنیا و دلبستگی به معشوق، و خطرات هوس‌های گذرا اشاره دارد. شاعر از عشق الهی و زمینی سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد که دلبستگی به ظواهر فریبنده می‌تواند انسان را از مسیر حق منحرف کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کم‌سال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات اخلاقی و هشدارهای موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۸۱۴ - نه کفر شناسد دل حیران و نه دین را

نه کفر شناسد دل حیران و نه دین را
از نقش چپ و راست خبر نیست نگین را ۱

هر چند حجاب تو زبان بند هوسهاست
زنهار ز سر باز مکن چین جبین را ۲

چشم تو به دل فرصت نظاره نبخشد
این صید ز صیاد گرفته است کمین را ۳

هر جا لب لعل تو به گفتار درآید
در آب گهر غوطه دهد مغز زمین را ۴

آخر که ترا گفت که از خانه خرابان
تنها کنی آباد همین خانه زین را؟ ۵

آسوده بود عشق ز بی تابی عاشق
از زلزله خاک چه غم چرخ برین را؟ ۶

مگذار به لعل تو فتد چشم هوسناک
کاین ابر بود ریگ روان آب نگین را ۷

می ترسم ازان چشم سیه مست که آخر
از راه برد صائب سجاده نشین را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۳ - تسکین ندهد خوردن می سوز درون را
گوهر بعدی:غزل ۸۱۵ - گلگونه چه حاجت بود آن روی نکو را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.