خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید و از بیتفاوتی دیگران نسبت به این دردها شکایت دارد. او احساس میکند که فریادهایش شنیده نمیشود و کسی به او توجهی ندارد. همچنین، از نگاههای بیاحساس دیگران و عدم دریافت پاداش برای سختیهایش گله میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۲۴ - فریاد نخیزد ز دل پر گله ما
فریاد نخیزد ز دل پر گله ما
نبود چو جرس هرزه درا آبله ما ۱
هر جا که زند نشتر خاری مژه بر هم
خون دشنه کشد از جگر آبله ما ۲
فریاد ازین برق نگاهان که نکردند
رحمی به گل کاغذی حوصله ما ۳
صائب به چه امید گشاییم لب از هم؟
آن چشم سخنگو ندهد گر صله ما ۴
نبود چو جرس هرزه درا آبله ما ۱
هر جا که زند نشتر خاری مژه بر هم
خون دشنه کشد از جگر آبله ما ۲
فریاد ازین برق نگاهان که نکردند
رحمی به گل کاغذی حوصله ما ۳
صائب به چه امید گشاییم لب از هم؟
آن چشم سخنگو ندهد گر صله ما ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲۳ - خوابیده تر از راه بود راحله ما
گوهر بعدی:غزل ۸۲۵ - ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.