خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به خطرات و وحشتهای غربت و سفر به جای ناآشنا اشاره دارد. شاعر از بیبصیرتی در سفر، از دست دادن سادگی دل، و تأثیرات منفی غربت بر روح و روان سخن میگوید. همچنین، به ناآرامی عاشقان و بیقراری آنان در جستجوی معنا اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند غربت و تنهایی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۸۸۶ - پا منه زنهار بی اندیشه در جای غریب
پا منه زنهار بی اندیشه در جای غریب
توسن سرکش خطر دارد ز صحرای غریب ۱
بی بصیرت از سفر کردن نگردد دیده ور
کوری اعمی مثنی گردد از جای غریب ۲
مردم بالغ نظر چشم از جهان پوشیده اند
می برد اطفال را از جا تماشای غریب ۳
دل که باغ دلگشای روح بود از سادگی
وحشت آبادی شد از نقش تمنای غریب ۴
از غبار خط فزون شد شوخی آن چشم مست
وحشت آهو شود افزون ز صحرای غریب ۵
از غبار آیینه دل را کند روشنگری
هر که گرد غربت افشاند ز سیمای غریب ۶
عاشقان را بر حریر عافیت آرام نیست
خاکساران راست خار پیرهن جای غریب ۷
رشته عمرش نبیند کوتهی از پیچ و تاب
هر که چون سوزن برآرد خاری از پای غریب ۸
ملک تن را نیست در مهمانسرای روزگار
لشکر بیگانه ای غیر از خورش های غریب ۹
می شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملک
دست کوته دار صائب از خورش های غریب ۱۰
توسن سرکش خطر دارد ز صحرای غریب ۱
بی بصیرت از سفر کردن نگردد دیده ور
کوری اعمی مثنی گردد از جای غریب ۲
مردم بالغ نظر چشم از جهان پوشیده اند
می برد اطفال را از جا تماشای غریب ۳
دل که باغ دلگشای روح بود از سادگی
وحشت آبادی شد از نقش تمنای غریب ۴
از غبار خط فزون شد شوخی آن چشم مست
وحشت آهو شود افزون ز صحرای غریب ۵
از غبار آیینه دل را کند روشنگری
هر که گرد غربت افشاند ز سیمای غریب ۶
عاشقان را بر حریر عافیت آرام نیست
خاکساران راست خار پیرهن جای غریب ۷
رشته عمرش نبیند کوتهی از پیچ و تاب
هر که چون سوزن برآرد خاری از پای غریب ۸
ملک تن را نیست در مهمانسرای روزگار
لشکر بیگانه ای غیر از خورش های غریب ۹
می شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملک
دست کوته دار صائب از خورش های غریب ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸۵ - بی قراران را ازان یکتای بی همتا طلب
گوهر بعدی:غزل ۸۸۷ - مگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.