هوش مصنوعی:
این شعر به ستایش شراب و تأثیرات آن میپردازد. شاعر شراب را به عنوان درمانی برای دردهای دل و منبع روشنایی و حیات توصیف میکند. او از مخالفان شراب انتقاد میکند و معتقد است که عقل نمیتواند جایگزین شراب شود. همچنین، شاعر به زیباییهای طبیعت و بهار اشاره میکند اما افسوس میخورد که در بهار هم توانایی خرید شراب را ندارد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل اشارههای مستقیم به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی مرتبط با آن است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتقادی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۹۰۵ - مریز آب رخ خود مگر برای شراب
مریز آب رخ خود مگر برای شراب
که در دو نشأه بود سرخ رو گدای شراب ۱
من این سخن ز فلاطون خم نشین دارم
علاج رخنه دل نیست غیر لای شراب ۲
هزار سال دگر مانده است ریزد آب
زلال خضر به آن روشنی به پای شراب ۳
حباب وار سر فردی از جهان دارم
بر آن سرم که کنم در سر هوای شراب ۴
به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر
مباد آب حیاتت دهد به جای شراب ۵
گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است
نسیم نی چو شود جمع با هوای شراب ۶
همان گروه که ما را ز باده منع کنند
که عقل را نتوان داد رونمای شراب: ۷
کنند ساده ز خط کتابه مسجد را
اگر کتاب بگیرند در بهای شراب ۸
کنم به وصف شراب آنقدر گهرباری
که زهد خشک شود تشنه لقای شراب ۹
کدام درد به این درد می رسد صائب؟
که در بهار ندارم به کف بهای شراب ۱۰
که در دو نشأه بود سرخ رو گدای شراب ۱
من این سخن ز فلاطون خم نشین دارم
علاج رخنه دل نیست غیر لای شراب ۲
هزار سال دگر مانده است ریزد آب
زلال خضر به آن روشنی به پای شراب ۳
حباب وار سر فردی از جهان دارم
بر آن سرم که کنم در سر هوای شراب ۴
به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر
مباد آب حیاتت دهد به جای شراب ۵
گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است
نسیم نی چو شود جمع با هوای شراب ۶
همان گروه که ما را ز باده منع کنند
که عقل را نتوان داد رونمای شراب: ۷
کنند ساده ز خط کتابه مسجد را
اگر کتاب بگیرند در بهای شراب ۸
کنم به وصف شراب آنقدر گهرباری
که زهد خشک شود تشنه لقای شراب ۹
کدام درد به این درد می رسد صائب؟
که در بهار ندارم به کف بهای شراب ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰۴ - بهشت بر مژه تصویر می کند مهتاب
گوهر بعدی:غزل ۹۰۶ - ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.