هوش مصنوعی: این شعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های شراب و می‌نوشی، به موضوعاتی مانند عشق، شرم، طبیعت، و لذت‌های زودگذر زندگی می‌پردازد. شاعر از شراب به عنوان نمادی برای صلح، عشق، و زیبایی‌های طبیعت استفاده می‌کند و در عین حال، به تأثیرات آن بر روح و روان انسان اشاره دارد.
رده سنی: 18+ این شعر حاوی مضامین مرتبط با شراب و می‌نوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و عشقی آن نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.

غزل ۹۱۷ - از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب

از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب
ما صلح می کنیم به یک سرمه دان شراب! ۱

از خشکسال توبه کم کاسه می رسیم
داریم چشم از همه دریاکشان شراب ۲

زنهار شرم دختر رز را نگاه دار
در روز آفتاب مپیما عیان شراب ۳

هر غنچه ای ز باده گلرنگ شیشه ای است
دیگر چه حاجت است درین بوستان شراب ۴

من در حجاب عشقم و او در نقاب شرم
ای وای اگر قدم ننهد در میان شراب! ۵

مینا به چشم روشنی جام می رود
در مجلسی که می کشد آن دلستان شراب ۶

ما ذوق لب گزیدن خمیازه یافتیم
ارزانی تو باد ز رطل گران شراب ۷

رنگ شکسته کاهربای شکفتگی است
کیفیت بهار دهد در خزان شراب ۸

ما داده ایم دست ارادت به دست تاک
زان روی می خوریم چو آب روان شراب ۹

صائب چراغ عشرت ما می شود خموش
گر کم شود ز ساغر یک زمان شراب ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۶ - جای صدف بود ز گرانی زمین در آب
گوهر بعدی:غزل ۹۱۸ - صبح گشاده روی بود در حجاب شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.