هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند شناخت حقیقت، جدایی روح از جسم، عشق الهی و حیرت در عالم هستی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند یوسف و پیراهن، مسیحا و سوزن، و طوطی و آیینه، به بیان این مفاهیم پرداخته است. متن همچنین به موضوعاتی مانند کفر و دین، روز و شب، و شناخت دوست از دشمن در بلا اشاره دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۹۲۴ - از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت

از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت
شد عزیز آن کس که یوسف را ز پیراهن شناخت ۱

رخنه دل کرد بر من جسم را ماتم سرا
خانه زندان شد به هر مرغی که او روزن شناخت ۲

بینش ظاهر به کنه روح نتواند رسید
چون مسیحا را تواند دیده سوزن شناخت؟ ۳

کفر و دین و روز و شب در عالم حیرت یکی است
در بلا افتاد هر کس دوست از دشمن شناخت ۴

تا بر آمد جان ز تن، گم کرد نادان خویش را
وای بر آن کس که یوسف را به پیراهن شناخت ۵

از در و دیوار می پرسد خبر آیینه را
گر چه طوطی خویش را ز آیینه روشن شناخت ۶

اشک من تا روشناس چهره شد، در دل نماند
همچو آن طفلی که راه کوچه و برزن شناخت ۷

خرده راز شرر در سینه اش سیماب شد
سنگ از روزی که ذوق صحبت آهن شناخت ۸

رفت آسایش ز دل تا ره به کوی یار برد
مور کی از پا نشیند چون ره خرمن شناخت؟ ۹

غوطه در خون می زند چون یاد گلشن می کند
تا دل صائب حضور گوشه گلخن شناخت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۲۳ - عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
گوهر بعدی:غزل ۹۲۵ - روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.