هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، مرگ، ترس، و مقاومت در برابر حوادث زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از عناصر طبیعت و مفاهیم فلسفی، احساسات و افکار خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۹۵۸ - صیقل آیینه ما گوشه ابروی ماست

صیقل آیینه ما گوشه ابروی ماست
عینک ما چون حباب از کاسه زانوی ماست ۱

گر چه در صحرای امکان پای خواب آلوده ایم
لامکان پر گرد وحشت از رم آهوی ماست ۲

از شبیخون اجل منصور ما را باک نیست
دار مانند کمان حلقه بر بازوی ماست ۳

از کمینگاه حوادث طبل وحشت خورده ایم
کار پیکان می کند هر کس که در پهلوی ماست ۴

غنچه سان هر چند سر در جیب خود دزدیده ایم
عطسه بی اختیار صبحدم از بوی ماست ۵

فکر رنگین از بهار خاطر ما لاله ای است
مصرع برجسته سروی از کنار جوی ماست ۶

گر چه ما صائب زبان لاف را پیچیده ایم
گوش بر هر جا که اندازند گفت و گوی ماست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۵۷ - خاکساری برگ عیش خاطر آگاه ماست
گوهر بعدی:غزل ۹۵۹ - لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.