هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، حسرت، و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق نافرجام، بی‌قراری عاشق، ناامیدی از دنیا، و تسلیم در برابر قضا و قدر سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به زیبایی‌های طبیعت و مفاهیم عرفانی مانند فنا و رضا دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت، ناامیدی، و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۱۰۲۱ - صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است

صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است
خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است ۱

دستگاه حسرت عاشق ز وصل افزون شود
حاصل سرو از بهار خوش ثمربار دل است ۲

بی قراران بیشتر از وصل لذت می برند
شعله تا بر خویش می جنبد شرر در منزل است ۳

زهر جای باده می ریزد به جام دوستان
دوستی با چشم خونخوار تو زهر قاتل است ۴

ذره ای زان حسن عالمگیر نبود بی نصیب
دیده ما در غبار، آیینه ما در گل است ۵

شعله جواله های هر شاخ گل را در قباست
آتشین رخساره ای هر لاله را در محمل است ۶

کشور تدبیر را زیر و زبر سازد قضا
ورنه در ملک رضا نوشیروان عادل است ۷

از سبکروحان به اقلیم فنا پر راه نیست
موج تا بر خویش جنبیده است محو ساحل است ۸

دل چه می داند که قدرش چیست در دیوان عشق
یوسف نادیده مصر از قیمت خود غافل است ۹

ارزن انجم نمی ریزد ز دستش بر زمین
از سپهر سفله روزی خواستن بی حاصل است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۲۰ - این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲۲ - نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.