خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر طبیعت و عاشق میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خط عنبر، سبزه، گل، شبنم، آفتاب، شب، صبح، غنچه، و سرو، شاعر عشق و زیبایی معشوق را توصیف میکند. همچنین، تأثیر این زیبایی بر جهان و عاشق را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و تصاویر شاعرانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۰۹۴ - خط عنبر بار گردی از بهار حسن اوست
خط عنبر بار گردی از بهار حسن اوست
خضر کمتر سبزه ای از جویبار حسن اوست ۱
گل که از شبنم گذارد هر سحر عینک به چشم
در کمین مصحف خط غبار حسن اوست ۲
از تماشای خط او چشم روشن می شود
سرمه چشم تماشایی غبار حسن اوست ۳
آفتابی کز شفق رخسار در خون شسته است
داغ ناخن خورده ای از لاله زار حسن اوست ۴
شب که هر تارش به آشوب دگر آبستن است
سایه زلف پریشان روزگار حسن اوست ۵
صبح این خمیازه ها بر ساغر او می کشد
لرزه خورشید تابان از خمار حسن اوست ۶
غنچه را فکر دهان او بهم پیچیده است
سینه گل چاک چاک از خار خار حسن اوست ۷
دل که از شوخی جهانی را به تنگ آورده است
غنچه پژمرده ای از شاخسار حسن اوست ۸
خاک راه اوست با آن لنگر تمکین زمین
آسمان با این تجمل پرده دار حسن اوست ۹
گر چه حسن او نگنجد در زمین و آسمان
دیده هر ذره ای آیینه دار حسن اوست ۱۰
سرو و گل را پرده عشق نهانی کرده اند
شور مرغان چمن از نوبهار حسن اوست ۱۱
از بهار آفرینش آنچه می آید به کار
روزگار عشق ما و روزگار حسن اوست ۱۲
یک نگاه آشنا هرگز ز چشم او ندید
گر چه صائب مدتی شد در دیار حسن اوست ۱۳
خضر کمتر سبزه ای از جویبار حسن اوست ۱
گل که از شبنم گذارد هر سحر عینک به چشم
در کمین مصحف خط غبار حسن اوست ۲
از تماشای خط او چشم روشن می شود
سرمه چشم تماشایی غبار حسن اوست ۳
آفتابی کز شفق رخسار در خون شسته است
داغ ناخن خورده ای از لاله زار حسن اوست ۴
شب که هر تارش به آشوب دگر آبستن است
سایه زلف پریشان روزگار حسن اوست ۵
صبح این خمیازه ها بر ساغر او می کشد
لرزه خورشید تابان از خمار حسن اوست ۶
غنچه را فکر دهان او بهم پیچیده است
سینه گل چاک چاک از خار خار حسن اوست ۷
دل که از شوخی جهانی را به تنگ آورده است
غنچه پژمرده ای از شاخسار حسن اوست ۸
خاک راه اوست با آن لنگر تمکین زمین
آسمان با این تجمل پرده دار حسن اوست ۹
گر چه حسن او نگنجد در زمین و آسمان
دیده هر ذره ای آیینه دار حسن اوست ۱۰
سرو و گل را پرده عشق نهانی کرده اند
شور مرغان چمن از نوبهار حسن اوست ۱۱
از بهار آفرینش آنچه می آید به کار
روزگار عشق ما و روزگار حسن اوست ۱۲
یک نگاه آشنا هرگز ز چشم او ندید
گر چه صائب مدتی شد در دیار حسن اوست ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۳ - نقطه خالش که نه پرگار سرگردان اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹۵ - آفتاب آتشین رخسار، داغ حسن اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.