خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از آتش افروز شکر شیرینی پیغام معشوق و زخمهای ناشی از تلخیهای او سخن میگوید. شاعر از زیباییها و جذابیتهای معشوق یاد میکند و از بیتوجهی و تغافل او گلایه دارد. در نهایت، شاعر تأثیر محبت و شوخیهای معشوق را در زندگی خود بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۰۹۸ - آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست
آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست
زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست ۱
سبزه ای کز آتش یاقوت فرسای کلیم
می زند جوش طراوت، خط عنبر فام توست ۲
ابر سیرابی که بر خارا کند گوهر نثار
وز ندامت تر نگردد، التفات عام توست ۳
ای تغافل پیشه بر پرواز ما دل بد مکن
خاک ما افتادگان در شهر بند دام توست ۴
کار خود صائب به تأثیر محبت واگذار
این ندیدنها گناه شوخی ابرام توست ۵
زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست ۱
سبزه ای کز آتش یاقوت فرسای کلیم
می زند جوش طراوت، خط عنبر فام توست ۲
ابر سیرابی که بر خارا کند گوهر نثار
وز ندامت تر نگردد، التفات عام توست ۳
ای تغافل پیشه بر پرواز ما دل بد مکن
خاک ما افتادگان در شهر بند دام توست ۴
کار خود صائب به تأثیر محبت واگذار
این ندیدنها گناه شوخی ابرام توست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۷ - زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹۹ - گریه مستانه من از خمار چشم توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.