هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج و اندوه است. او از تشبیهات زیبایی مانند گل، مینا و خورشید برای توصیف حالات درونی خود استفاده میکند. شاعر از بخت بد، سوختن در آتش عشق و اسارت در زنجیر جنون سخن میگوید، اما در عین حال، از گرمی صحبت و عشق نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۲۸ - داغ می گلگل به طرف دامنم افتاده است
داغ می گلگل به طرف دامنم افتاده است
همچو مینا میکشی بر گردنم افتاده است ۱
چون پلاس شکوه بر گردن نیندازم ز بخت؟
گل به چشم از نکهت پیراهنم افتاده است ۲
تا گذشتی گرم چون خورشید از ویرانه ام
از گرستن گل به چشم روزنم افتاده است ۳
گر چه خاکستر شدم، ایمن نیم از سوختن
شعله سنگین دلی در خرمنم افتاده است ۴
در حصار آهنین دارد تن و جان مرا
شکر زنجیر جنون بر گردنم افتاده است ۵
طفل اشک شوخ چشم از بس در او آویخته است
چاکها چون گل به طرف دامنم افتاده است ۶
صائب از تکلیف سیر بوستانم در گذر
صحبت گرمی به کنج گلخنم افتاده است ۷
همچو مینا میکشی بر گردنم افتاده است ۱
چون پلاس شکوه بر گردن نیندازم ز بخت؟
گل به چشم از نکهت پیراهنم افتاده است ۲
تا گذشتی گرم چون خورشید از ویرانه ام
از گرستن گل به چشم روزنم افتاده است ۳
گر چه خاکستر شدم، ایمن نیم از سوختن
شعله سنگین دلی در خرمنم افتاده است ۴
در حصار آهنین دارد تن و جان مرا
شکر زنجیر جنون بر گردنم افتاده است ۵
طفل اشک شوخ چشم از بس در او آویخته است
چاکها چون گل به طرف دامنم افتاده است ۶
صائب از تکلیف سیر بوستانم در گذر
صحبت گرمی به کنج گلخنم افتاده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۷ - دل به دست آن نگار شوخ و شنگ افتاده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲۹ - تاب در ناف غزالان ختن افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.