هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت و نمادهای ادبی مانند غزال، یوسف، گل، بلبل و غیره برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی استفاده می‌کند. شاعر از تشبیهات و استعارات پیچیده برای توصیف حالت‌های عاشقانه و روحانی بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارات و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۱۲۹ - تاب در ناف غزالان ختن افتاده است

تاب در ناف غزالان ختن افتاده است
زان گره کز زلف او در کار من افتاده است ۱

هر که دارد فکر یوسف، گر چه در کنعان بود
مست در آغوش بوی پیرهن افتاده است ۲

دست گستاخی ندارد خار شرم آلود من
گل مکرر مست در آغوش من افتاده است ۳

از نوای بلبلان امروز آتش می چکد
چشم گستاخ که بر روی چمن افتاده است؟ ۴

آب می گردد به چشم حلقه بیرون در
زان فروغی کز رخش در انجمن افتاده است ۵

غیرت آن لعل میگون و عقیق آبدار
همچو اخگر در گریبان یمن افتاده است ۶

زیر تیغش جای باشد چون ز بند آزاد شد
چون قلم هر کس که او عاشق سخن افتاده است ۷

از نواهای غریب صائب آتش نفس
می توان دانست در فکر وطن افتاده است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۸ - داغ می گلگل به طرف دامنم افتاده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۰ - دست ما در بند چین آستین افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.