هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از فراموشی و غفلت در عشق و هستی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند سنگدل، می، آیینه، دریا، قطره، و طوطی، احساس فراموشی و غفلت را در رابطه با معشوق و جهان بیان میکند. همچنین، اشارهای به نوبت و تقدیر در زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۳۴ - نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است
نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است
مستی دارد که دنیا را فرامش کرده است ۱
آنچنان کز نقشها آیینه باشد بی خبر
دیده حیران تماشا را فرامش کرده است ۲
یاد دریا تازه دارد قطره را هر جا که هست
قطره پندارد که دریا را فرامش کرده است ۳
در حریم سینه من با خیال یار، دل
حالتی دارد که دنیا را فرامش کرده است ۴
هر کسی گویند دارد نوبتی در آسیا
آسمان چون نوبت ما را فرامش کرده است؟ ۵
طوطی ما بس که مشغول تماشای خودست
صائب آن آیینه سیما را فرامش کرده است ۶
مستی دارد که دنیا را فرامش کرده است ۱
آنچنان کز نقشها آیینه باشد بی خبر
دیده حیران تماشا را فرامش کرده است ۲
یاد دریا تازه دارد قطره را هر جا که هست
قطره پندارد که دریا را فرامش کرده است ۳
در حریم سینه من با خیال یار، دل
حالتی دارد که دنیا را فرامش کرده است ۴
هر کسی گویند دارد نوبتی در آسیا
آسمان چون نوبت ما را فرامش کرده است؟ ۵
طوطی ما بس که مشغول تماشای خودست
صائب آن آیینه سیما را فرامش کرده است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳۳ - از ته دل هر که روی خود به دنیا کرده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۵ - آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.