هوش مصنوعی: این متن بیانگر درد و رنج‌های زندگی، پشیمانی از گذر عمر و از دست دادن فرصت‌هاست. شاعر از داغ‌های جوانی، سنگینی عمر، سفیدی موها و ناامیدی از آینده می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به آرزوهای بربادرفته و حسرت‌های باقی‌مانده دارد.
رده سنی: 18+ متن حاوی مضامین عمیق فلسفی درباره زندگی، مرگ و حسرت‌های وجودی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و نمادین نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۱۵۳ - از جوانی داغ ها بر سینه ما مانده است

از جوانی داغ ها بر سینه ما مانده است
نقش پایی چند از آن طاوس بر جا مانده است ۱

در بساط من ز عنقای سبک پرواز عمر
خواب سنگینی چو کوه قاف بر جا مانده است ۲

نیست از چشم و دل بینا مرا جز درد و داغ
ظلمت از خورشید و خفاش از مسیحا مانده است ۳

می کند از هر سو مویم سفیدی، راه مرگ
پایم از خواب گران در سنگ خارا مانده است ۴

چون نسایم دست بر هم، کز شمار نقد عمر
زنگ افسوسی به دست باد پیما مانده است ۵

نیست در دستم به جز افسوس از عمر دراز
سوزنی از رشته مریم به عیسی مانده است ۶

نوبت پرواز از بالم به چشم افتاده است
طوطیم چون سبزه عاجز در ته پا مانده است ۷

نیست جز طول امل در کف مرا از عمر هیچ
از کتاب من همین شیرازه بر جا مانده است ۸

مشت خاشاکی است بر جا مانده از سیلاب عمر
در دل من خار خاری کز تمنا مانده است ۹

مطلبش از دیده بینا، شکار عبرت است
ورنه صائب را چه پروای تماشا مانده است؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۵۲ - بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۴ - مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.