هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و سختی‌های زندگی است. شاعر از عشق نافرجام، تلخی‌های روزگار و ناتوانی در برابر تقدیر سخن می‌گوید. تصاویری مانند دود تلخ آه، رشته‌های آه در شب‌های تاریک و پیچیدگی‌های زندگی، حس غم و اندوه را منتقل می‌کنند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی، استفاده از استعاره‌های پیچیده و لحن غمگین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۱۱۶۹ - هر که چون جوهر ز تیغ یار سر پیچیده است

هر که چون جوهر ز تیغ یار سر پیچیده است
تاروپود عمر را بر یکدگر پیچیده است ۱

از نفس چون چشم می گردد دهان سرمه دار
بس که دود تلخ آهم در جگر پیچیده است ۲

کیست در دامن کشد پای اقامت زیر چرخ؟
کوه در جایی که دامن بر کمر پیچیده است ۳

رشته آه مرا در پرده شبهای تار
فکر زلفش چون گره بر یکدگر پیچیده است ۴

ناله من در دل سنگین آن بیدادگر
خنده کبکی است در کوه و کمر پیچیده است ۵

پرتو آن شمع از استغنا نمی افتد به خاک
از کجا این شعله ام بر بال وپر پیچیده است؟ ۶

رفت از سختی ز کف سر رشته تدبیر من
راههای راست در کوه و کمر پیچیده است ۷

می فزاید در غریبی قدر ارباب کمال
پا به دامان صدف بیجا گهر پیچیده است ۸

از ضعیفی گر چه صائب در نمی آید به چشم
عالمی را دست آن موی کمر پیچیده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۸ - عطر آن گل پیرهن تا در هوا پیچیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۰ - شوکت حسن تو بلبل را زبان پیچیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.