خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر عاشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آیینه، سرو، ماه و خورشید، جمال معشوق را ستایش میکند و بیان میکند که حضور معشوق جهان را روشن میسازد و عاشقان بدون او احساس ناتوانی و پریشانی میکنند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'شمشیر زهرآلوده' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۱۸۸ - بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
بی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای است ۱
عاشقان را بی خرام قامت موزون تو
سرو در مد نظر، شمشیر زهرآلوده ای است ۲
ماه کز نظاره اش چشم جهانی روشن است
پیش خورشید جمالت قلب روی اندوده ای است ۳
همت پیران جوانان را به مقصد رهنماست
بی کمان، تیر سبکرو پای خواب آلوده ای است ۴
نیست غیر از دیده قربانیان، بی چشم زخم
در همه روی زمین صائب اگر آسوده ای است ۵
بی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای است ۱
عاشقان را بی خرام قامت موزون تو
سرو در مد نظر، شمشیر زهرآلوده ای است ۲
ماه کز نظاره اش چشم جهانی روشن است
پیش خورشید جمالت قلب روی اندوده ای است ۳
همت پیران جوانان را به مقصد رهنماست
بی کمان، تیر سبکرو پای خواب آلوده ای است ۴
نیست غیر از دیده قربانیان، بی چشم زخم
در همه روی زمین صائب اگر آسوده ای است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۷ - صبح از خورشید تابان دست بر دل مانده ای است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۹ - با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.