هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر عاشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آیینه، سرو، ماه و خورشید، جمال معشوق را ستایش میکند و بیان میکند که حضور معشوق جهان را روشن میسازد و عاشقان بدون او احساس ناتوانی و پریشانی میکنند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'شمشیر زهرآلوده' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۱۸۸ - بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
بی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای است ۱
عاشقان را بی خرام قامت موزون تو
سرو در مد نظر، شمشیر زهرآلوده ای است ۲
ماه کز نظاره اش چشم جهانی روشن است
پیش خورشید جمالت قلب روی اندوده ای است ۳
همت پیران جوانان را به مقصد رهنماست
بی کمان، تیر سبکرو پای خواب آلوده ای است ۴
نیست غیر از دیده قربانیان، بی چشم زخم
در همه روی زمین صائب اگر آسوده ای است ۵
بی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای است ۱
عاشقان را بی خرام قامت موزون تو
سرو در مد نظر، شمشیر زهرآلوده ای است ۲
ماه کز نظاره اش چشم جهانی روشن است
پیش خورشید جمالت قلب روی اندوده ای است ۳
همت پیران جوانان را به مقصد رهنماست
بی کمان، تیر سبکرو پای خواب آلوده ای است ۴
نیست غیر از دیده قربانیان، بی چشم زخم
در همه روی زمین صائب اگر آسوده ای است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۷ - صبح از خورشید تابان دست بر دل مانده ای است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۹ - با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.