هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با تصاویر و استعارههای زیبا، حالات و احساسات شاعر را درباره عشق، طبیعت، زندگی و مرگ بیان میکند. شاعر از عناصری مانند گل، برق، خاک و خون، شمشیر، خواب و بیداری استفاده کرده تا مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی را منتقل کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها مانند 'خاک و خون' یا 'شمشیر زهرآلوده' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۱۱۸۹ - با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است
با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است
برق با جولان شوخش پای خواب آلوده ای است ۱
می کشد در خاک و خون نظارگی را دیدنش
سبز تلخ من عجب شمشیر زهرآلوده ای است ۲
گردش پرگارش از مرکز بود آسوده تر
عالم حیرت، عجایب عالم آسوده ای است ۳
چشم عبرت بین به خواب نوبهاران رفته است
ورنه هر برگ خزانی دست بر هم سوده ای است ۴
تلخکامی های ما از لب گشودنهای ماست
ورنه پر شکر بود هر جالب نگشوده ای است ۵
خاطر آسوده در وحشت سرای خاک نیست
هست در زیر زمین، اینجا اگر آسوده ای است ۶
جاده چون زنجیر می پیچد به پای رهروان
در پی این کاروان گویا قدم فرسوده ای است ۷
در شبستانی که من پروانه او گشته ام
دولت بیدار، صائب چشم خواب آلوده ای است ۸
برق با جولان شوخش پای خواب آلوده ای است ۱
می کشد در خاک و خون نظارگی را دیدنش
سبز تلخ من عجب شمشیر زهرآلوده ای است ۲
گردش پرگارش از مرکز بود آسوده تر
عالم حیرت، عجایب عالم آسوده ای است ۳
چشم عبرت بین به خواب نوبهاران رفته است
ورنه هر برگ خزانی دست بر هم سوده ای است ۴
تلخکامی های ما از لب گشودنهای ماست
ورنه پر شکر بود هر جالب نگشوده ای است ۵
خاطر آسوده در وحشت سرای خاک نیست
هست در زیر زمین، اینجا اگر آسوده ای است ۶
جاده چون زنجیر می پیچد به پای رهروان
در پی این کاروان گویا قدم فرسوده ای است ۷
در شبستانی که من پروانه او گشته ام
دولت بیدار، صائب چشم خواب آلوده ای است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۸ - بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۰ - قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.