هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید. او از اقبالی که در عشق یافته و از رنج‌هایی که تحمل کرده است، صحبت می‌کند. همچنین، به زیبایی و جمال معشوق اشاره کرده و از عشق الهی و معنوی سخن می‌گوید. در پایان، شمس‌الدین تبریزی را به عنوان نماد عشق و افتخار الهی ستایش می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۷۱۵ - مرا اندر جگر بنشست خاری

مرا اَنْدَر جِگَر بِنْشَست خاری
بِحَمْدِاللَّهْ زِ باغِ اوست، باری ۱

یکی اِقْبال زَفتی یافت جانم
وَگَرچه شُد تَنَم در عشق، زاری ۲

کِناری نیست این اِقْبالِ ما را
چو بِگْرفتم چُنین مَهْ در کِناری ۳

بِگیر این عقل را، بردارِ او کَش
تماشا کُن ازین پَس، گیروداری ۴

چو اَنْدَربافت این جانَم به عشقَش
زِ هستم تا نَمانَد پود و تاری ۵

رُخِ گُلْنار گَر در رَهْ حِجاب است
چو گُل در جان زَنیمَش زود ناری ۶

مَشوغِرِّه به گُلْزارِ فَنا تو
که او گَنده شود روزی سه چاری ۷

جَمالی بین که حَضرتْ عاشِقَسْتَش
بِشو بَهرِ چُنین جانْ، جانْ سِپاری ۸

خداوندیِّ شَمسُ الدّینِ تبریز
کَزو دارد خداوند اِفْتِخاری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۱۴ - چو اسم شمس دین اسما تو دیدی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱۶ - بگفتم با دلم آخر قراری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.