خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، انتظار، وابستگی، و تقدیر میپردازد. شاعر از درد دل، بیکسی، و ناامیدی سخن میگوید و با اشاره به طبیعت و عناصر مختلف، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۱۱ - بس که از زهر شکایت لب دل افگار بست
بس که از زهر شکایت لب دل افگار بست
دل مرا چون بسته در جیب و بغل زنگار بست ۱
عشرت فصل بهاران خنده واری بیش نیست
وقت نخلی خوش که پیش از غنچه بستن بار بست ۲
شد ز پیوند تن افسرده، دل بی کسان به خاک
وای بر خامی که نان خویش بر دیوار بست ۳
نیست بی خورشید عالمتاب صبح انتظار
پیر کنعان طرفها از چشم چون دستار بست ۴
موم گردد سنگ خارا در کفش چون کوهکن
روی گرم کارفرما هر که را بر کار بست ۵
رشته پیوند یاران را بریدن کافری است
تا برآمد از چمن گل بر میان زنار بست ۶
هر که شد در حلقه سرگشتگان چون نقطه فرد
از سر رغبت کمر در خدمتش پرگار بست ۷
در عرق پوشیده گردید آن عذار شرمگین
جوش گل راه تماشایی بر این گلزار بست ۸
هر که صائب گوشه چشمی ز خواب امن دید
بی تأمل در به روی دولت بیدار بست ۹
دل مرا چون بسته در جیب و بغل زنگار بست ۱
عشرت فصل بهاران خنده واری بیش نیست
وقت نخلی خوش که پیش از غنچه بستن بار بست ۲
شد ز پیوند تن افسرده، دل بی کسان به خاک
وای بر خامی که نان خویش بر دیوار بست ۳
نیست بی خورشید عالمتاب صبح انتظار
پیر کنعان طرفها از چشم چون دستار بست ۴
موم گردد سنگ خارا در کفش چون کوهکن
روی گرم کارفرما هر که را بر کار بست ۵
رشته پیوند یاران را بریدن کافری است
تا برآمد از چمن گل بر میان زنار بست ۶
هر که شد در حلقه سرگشتگان چون نقطه فرد
از سر رغبت کمر در خدمتش پرگار بست ۷
در عرق پوشیده گردید آن عذار شرمگین
جوش گل راه تماشایی بر این گلزار بست ۸
هر که صائب گوشه چشمی ز خواب امن دید
بی تأمل در به روی دولت بیدار بست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱۰ - خط مشکین تو نقش تازه ای بر کار بست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱۲ - هاله گرد ماه رخسارش خط شبرنگ بست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.