هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان درد عشق و جنون ناشی از آن میپردازد. شاعر از سوختن در آتش عشق، بیقراری دل، و دشواریهای این راه سخن میگوید و با اشاره به لیلی و مجنون، بر شدت این عشق تأکید میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک ادبی برای درک کامل معانی شعر، این متن را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب میسازد.
غزل ۱۲۱۴ - بهر قتل ما کمر آن حسن بی اندازه بست
بهر قتل ما کمر آن حسن بی اندازه بست
دفتر گل را خس و خاشاک ما شیرازه بست ۱
بی دماغان جنون را رام کردن مشکل است
سوخت لیلی، محمل خود تا بر این جمازه بست ۲
سوخت چون خال از فروغ عارض گلگون او
از شفق آن کس که بر خورشید تابان غازه بست ۳
آب شد از انفعال پیچ و تاب زلف او
موج بر آب روان چندان که نقش تازه بست ۴
جمع نتوانست کردن این دل صد پاره را
آن که اوراق خزان را بارها شیرازه بست ۵
نه همین صائب بلند آوازه گشت از حرف عشق
صاحب گلبانگ شد هر کس که این آوازه بست ۶
دفتر گل را خس و خاشاک ما شیرازه بست ۱
بی دماغان جنون را رام کردن مشکل است
سوخت لیلی، محمل خود تا بر این جمازه بست ۲
سوخت چون خال از فروغ عارض گلگون او
از شفق آن کس که بر خورشید تابان غازه بست ۳
آب شد از انفعال پیچ و تاب زلف او
موج بر آب روان چندان که نقش تازه بست ۴
جمع نتوانست کردن این دل صد پاره را
آن که اوراق خزان را بارها شیرازه بست ۵
نه همین صائب بلند آوازه گشت از حرف عشق
صاحب گلبانگ شد هر کس که این آوازه بست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱۳ - محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱۵ - وقت آن کس خوش که لب را بر لب پیمانه بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.