هوش مصنوعی: این متن شعری است که مضامین مختلفی مانند عرفان، عشق، آزادگی، و انتقاد اجتماعی را در بر می‌گیرد. شاعر از مفاهیمی مانند باده‌نوشی، زهد، عشق به لیلی و مجنون، و مسیر مستقیم عشق سخن می‌گوید و به انتقاد از برخی رفتارهای اجتماعی و مذهبی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی اشاره‌ها مانند باده‌نوشی و انتقاد از زهد ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۱۲۱۳ - محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست

محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
بشکند دستی که دست مردم افتاده بست! ۱

عکس خود را دید در می زاهد کوتاه بین
تهمت آلوده دامانی به جام باده بست ۲

آب خضر و باده روشن ز یک سرچشمه اند
چشم بست از زندگی هر که چشم از باده بست ۳

سرو را خم کرد بار آشیان قمریان
بار خود نتوان به دوش مردم آزاده بست ۴

ذوق رسوایی گرفت اوجی که زهد مرده دل
سنگ طفلان را به جای مهر در سجاده بست ۵

همت از افتادگی بستان که حسن خیره چشم
دست عالم را به زلف پیش پا افتاده است ۶

وصل لیلی از ره آوارگی نزدیک بود
دشت در گمراهی مجنون کمر از جاده بست ۷

از صراط المستقیم عشق پا بیرون منه
شد بیابان مرگ صائب هر که چشم از جاده بست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۱۲ - هاله گرد ماه رخسارش خط شبرنگ بست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱۴ - بهر قتل ما کمر آن حسن بی اندازه بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.