هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، سرشار از مضامین عرفانی، عاشقانه و فلسفی است. در این شعر، شاعر از شکست، عشق، صبر، رنج و جستجوی معنویت سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات و تجربیات انسانی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، شکست و جستجوی معنویت نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۲۵ - تا به طرف سر کلاه آن شوخ بی پروا شکست
تا به طرف سر کلاه آن شوخ بی پروا شکست
سرکشان را زین شکست افتاد بر دلها شکست ۱
این قدر استادگی ای سنگدل در کار نیست
می توان از گردش چشمی خمار ما شکست ۲
در خور احسان به سایل ظرف می بخشد کریم
سهل باشد گر سبوی ما درین دریا شکست ۳
بحر چون برجاست مشکل نیست ایجاد حباب
دولت خم پای بر جا باد اگر مینا شکست ۴
فتح باب آسمان در گوشه گیری بسته است
رفت ازین زندان برون هر کس به دامن پا شکست ۵
گر قلم بر مردم مجنون نمی باشد، چرا
در بن هر ناخنم نی خشکی سودا شکست؟ ۶
تا قیامت پایش از شادی نیاید بر زمین
هر که را خاری ز صحرای طلب در پا شکست ۷
شد دل سنگین او سنگ فسان ناله ام
کوهکن را تیشه گر از سختی خارا شکست ۸
جستجوی خار نایابی که در پای من است
خار عالم را به چشم سوزن عیسی شکست ۹
می شوم صد پیرهن از مومیایی نرمتر
سنگ طفلان گر چنین خواهد مرا اعضا شکست ۱۰
شد چو آتش شعله بینایی من شعله ور
خصم اگر خاری مرا در دیده بینا شکست ۱۱
شد مرا سنگ ملامت صائب از مردم حجاب
پای در دامان کوه قاف اگر عنقا شکست ۱۲
سرکشان را زین شکست افتاد بر دلها شکست ۱
این قدر استادگی ای سنگدل در کار نیست
می توان از گردش چشمی خمار ما شکست ۲
در خور احسان به سایل ظرف می بخشد کریم
سهل باشد گر سبوی ما درین دریا شکست ۳
بحر چون برجاست مشکل نیست ایجاد حباب
دولت خم پای بر جا باد اگر مینا شکست ۴
فتح باب آسمان در گوشه گیری بسته است
رفت ازین زندان برون هر کس به دامن پا شکست ۵
گر قلم بر مردم مجنون نمی باشد، چرا
در بن هر ناخنم نی خشکی سودا شکست؟ ۶
تا قیامت پایش از شادی نیاید بر زمین
هر که را خاری ز صحرای طلب در پا شکست ۷
شد دل سنگین او سنگ فسان ناله ام
کوهکن را تیشه گر از سختی خارا شکست ۸
جستجوی خار نایابی که در پای من است
خار عالم را به چشم سوزن عیسی شکست ۹
می شوم صد پیرهن از مومیایی نرمتر
سنگ طفلان گر چنین خواهد مرا اعضا شکست ۱۰
شد چو آتش شعله بینایی من شعله ور
خصم اگر خاری مرا در دیده بینا شکست ۱۱
شد مرا سنگ ملامت صائب از مردم حجاب
پای در دامان کوه قاف اگر عنقا شکست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۲۴ - ریخت در دل سینه من هر که را مینا شکست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲۶ - خط سنگین دل بهای لعل جانان را شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.