هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، عشق و شوق به معشوق را بیان می‌کند. شاعر از تیغ خورشید، زلف معشوق، اشک‌های جستجوگر و کوی دوست سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را با زبانی پراحساس و هنرمندانه به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و کنایه‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۲۳۳ - تیغ بر خورشید خواباند خم ابروی دوست

تیغ بر خورشید خواباند خم ابروی دوست
در کمند آرد صبا را زلف عنبر بوی دوست ۱

بس که با تردامنان زانو به زانو می کشید
زنگ بدنامی گرفت آیینه زانوی دوست ۲

تا نهادم بر سر کویش قدم، رفتم ز دست
گرده بیهوشدارو بود خاک کوی دوست ۳

همچو طفلی کز دبستان رخصت باغش دهند
می دهد هر قطره اشکم به جست و جوی دوست ۴

رشته امید چندین مرغ دل را پاره کرد
دستبازی های گستاخ صبا با موی دوست ۵

یک به یک پهلونشینان را به خاک و خون نشاند
برنمی آید کسی با تیغ یک پهلوی دوست ۶

شوق هر شب کعبه را صائب به آن تمکین که هست
در لباس شبروان آرد به طوف کوی دوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۲ - شکوه ام آتش زبان گردیده است از خوی دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳۴ - توبه نتوان کرد از می تا شراب ناب هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.