هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، فنا، روشن‌بینی، و بی‌نیازی از ظواهر می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که حقیقت درون انسان است و نیازی به ابزارهای بیرونی نیست.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۲۶۸ - حسن عالمسوز او را ساغری در کار نیست

حسن عالمسوز او را ساغری در کار نیست
چهره خورشید را روشنگری در کار نیست ۱

آتش از خود می دهد بیرون سپند شوخ ما
این سبکسیر فنا را مجمری در کار نیست ۲

قطره آبی به هم پیچد بساط خواب را
در شکست اهل غفلت لشکری در کار نیست ۳

هیچ نقشی نیست کز آیینه رو پنهان کند
دل چو روشن شد کتاب و دفتری در کار نیست ۴

مطرب ما چون خم می سینه پر جوش ماست
محفل عشاق را خنیاگری در کار نیست ۵

هر چه باید، آدمی با خویشتن آورده است
خواب چون افتاد سنگین، بستری در کار نیست ۶

با زبان گندمین، روزی طلب کردن خطاست
طوطی شیرین سخن را شکری در کار نیست ۷

گر دهانش در نظر ناید، حدیث او بس است
باده روحانیان را ساغری در کار نیست ۸

کهربایی حاصل ما را به غارت می برد
خرمن بی مغز ما را صرصری در کار نیست ۹

سیل بی رهبر به دریا می رساند خویش را
شوق در هر دل که باشد رهبری در کار نیست ۱۰

می ربایندت چو شبنم شوخی گلها ز هم
سیر این گلزار را بال و پری در کار نیست ۱۱

کوه طاقت صائب از دل گو گرانی را ببر
این محیط بیکران را لنگری در کار نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۷ - کوچه گرد بیخودی را خانمان در کار نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۹ - چهره گلرنگ را پیمانه ای در کار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.