هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، شاعر پرآوازهٔ سبک هندی، به موضوعاتی همچون رنج و سختی‌های زندگی، قناعت، تلاش و بی‌ثمری عمر می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ابر بهار، سیل گردآلود و آتش سوزان، احساسات عمیق انسانی را بیان می‌کند. او بر اهمیت قناعت و دوری از حرص و طمع تأکید دارد و در نهایت، به بی‌ثمری عمر بدون هدف اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و استعاره‌های پیچیده، فهم شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند.

غزل ۱۳۵۶ - برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت

برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت
سیل گردآلود خجلت زین ده ویران گذشت ۱

شوق چون پا در رکاب بیقراری آورد
می توان با اسب چون از آتش سوزان گذشت ۲

گر چنین تبخال غیرت مهر لب گردد مرا
تشنه لب می باید از سرچشمه حیوان گذشت ۳

ترک دست و پای کوشش کن که در میدان لاف
با همه بی دست و پایی گوی از چوگان گذشت ۴

دست خار دعوی از دامان خود کوتاه کرد
از ریاض آفرینش هر که دست افشان گذشت ۵

کشتی خود را به خشک آورد از دریای خون
هر که بهر نان جو از نعمت الوان گذشت ۶

جمع زاد آخرت از زندگی منظور بود
عمر ما بی حاصلان در فکر آبو نان گذشت ۷

چشم بستن صائب از کنج قناعت مشکل است
ورنه از ملک سلیمان می توان آسان گذشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۳۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۵۵ - می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵۷ - کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.