هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره بازگشت از سفرهای روحانی و دنیوی است. او از ظلمت و سختیها بازگشته و با دیدن چهره معشوق، دوباره جان گرفته است. شعر به مفاهیمی مانند عشق، رنج، بازگشت، امید و معرفت میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
غزل ۱۳۶۲ - از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
با دهان خشک ازین ظلمت سکندر بازگشت ۱
دید رخسار تو، از آتش سمندر بازگشت
طوطی از گفتار شیرینت ز شکر بازگشت ۲
باد دستان را کریمان دستگیری می کنند
ابر دایم از لب دریا توانگر بازگشت ۳
گرد عصیان نیست مانع عاصیان را از رجوع
سوی دریا موج از ساحل مکرر بازگشت ۴
جبه و دستار می خواهیم ما بیرون بریم
از خراباتی که صد قارون قلندر بازگشت ۵
روح در زندان تن مانده است از افسردگی
آب نتواند به ابر از حبس گوهر بازگشت ۶
هیچ کس را از شراب معرفت لب تر نشد
سر به مهر این باده چون مینا ز ساغر بازگشت ۷
هر که زه کرد از سبکدستی کمان دار را
زود چون منصور ازین میدان مظفر بازگشت ۸
نیست شیطان ناامید از آستان رحمتش
چون توانم من به نومیدی ازین در بازگشت؟ ۹
آن که صائب منع ما می کرد ازان خورشیدرو
دید چون آن چهره را با دیده تر بازگشت ۱۰
با دهان خشک ازین ظلمت سکندر بازگشت ۱
دید رخسار تو، از آتش سمندر بازگشت
طوطی از گفتار شیرینت ز شکر بازگشت ۲
باد دستان را کریمان دستگیری می کنند
ابر دایم از لب دریا توانگر بازگشت ۳
گرد عصیان نیست مانع عاصیان را از رجوع
سوی دریا موج از ساحل مکرر بازگشت ۴
جبه و دستار می خواهیم ما بیرون بریم
از خراباتی که صد قارون قلندر بازگشت ۵
روح در زندان تن مانده است از افسردگی
آب نتواند به ابر از حبس گوهر بازگشت ۶
هیچ کس را از شراب معرفت لب تر نشد
سر به مهر این باده چون مینا ز ساغر بازگشت ۷
هر که زه کرد از سبکدستی کمان دار را
زود چون منصور ازین میدان مظفر بازگشت ۸
نیست شیطان ناامید از آستان رحمتش
چون توانم من به نومیدی ازین در بازگشت؟ ۹
آن که صائب منع ما می کرد ازان خورشیدرو
دید چون آن چهره را با دیده تر بازگشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۱ - روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۳ - پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.