هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه به توصیف بهشت و زیباییهای آن میپردازد، اما با نگاهی عارفانه و انتقادی. شاعر بهشت را با معشوق زمینی مقایسه میکند و معتقد است که عشق حقیقی و زیبایی واقعی در دیدار معشوق زمینی نهفته است، نه در نعمتهای ظاهری بهشت. او همچنین از عاشقان میخواهد که از دامهای دنیوی دوری کنند و به سمت حقیقت حرکت نمایند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۶۳ - پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
پیش خط تازه آن سرو بستان بهشت
از سیه پیران بود در دیده ریحان بهشت ۱
هست زندان پر از وحشت به چشم عارفان
پیش طاق آن دو ابرو قصر و ایوان بهشت ۲
خلد جای نعمت دیدار نتواند گرفت
می خورد خون عارف از نعمای الوان بهشت ۳
هر که دارد قامت رعنای او را در نظر
می رود دایم سراسر در خیابان بهشت ۴
دور باش ناز اگر نزدیک گذارد مرا
می توان گل چیدن از سیمای دربان بهشت ۵
ای بهشتی رو، ز عاشق روی پوشیدن چرا؟
گل نمی گردد به چیدن کم ز بستان بهشت ۶
زینهار از حلقه فتراک جانان سرمپیچ
تا هم اینجا سر برآری از گریبان بهشت ۷
راه پیمایی که بر خود خواب راحت تلخ کرد
پاک سازد گرد راه از خود به دامان بهشت ۸
چشم گریانی که آرد خون غیرت را به جوش
پیش من خوشتر بود از روی خندان بهشت ۹
قانعان را در دل خرسند آه سرد نیست
ره نمی باشد خزان را در گلستان بهشت ۱۰
با پریزادان معنی عشقبازی کرده است
کی به چشم صائب آید حور و غلمان بهشت؟ ۱۱
از سیه پیران بود در دیده ریحان بهشت ۱
هست زندان پر از وحشت به چشم عارفان
پیش طاق آن دو ابرو قصر و ایوان بهشت ۲
خلد جای نعمت دیدار نتواند گرفت
می خورد خون عارف از نعمای الوان بهشت ۳
هر که دارد قامت رعنای او را در نظر
می رود دایم سراسر در خیابان بهشت ۴
دور باش ناز اگر نزدیک گذارد مرا
می توان گل چیدن از سیمای دربان بهشت ۵
ای بهشتی رو، ز عاشق روی پوشیدن چرا؟
گل نمی گردد به چیدن کم ز بستان بهشت ۶
زینهار از حلقه فتراک جانان سرمپیچ
تا هم اینجا سر برآری از گریبان بهشت ۷
راه پیمایی که بر خود خواب راحت تلخ کرد
پاک سازد گرد راه از خود به دامان بهشت ۸
چشم گریانی که آرد خون غیرت را به جوش
پیش من خوشتر بود از روی خندان بهشت ۹
قانعان را در دل خرسند آه سرد نیست
ره نمی باشد خزان را در گلستان بهشت ۱۰
با پریزادان معنی عشقبازی کرده است
کی به چشم صائب آید حور و غلمان بهشت؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۲ - از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۴ - آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.