خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تصاویر زیبایی مانند گل، دریا، صدف، و خورشید استفاده میکند تا مفاهیم عمیقی مانند ناکامی، فروتنی، و جستجوی معنوی را بیان کند. شاعر از عدم موفقیت در یافتن جایگاه مناسب و تأثیرناپذیری دلهای سخت سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و جستجوی معنوی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۶۸ - لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
خرده گل آب شد، در غنچه او جا نیافت ۱
خودنمایی شیوه ما نیست در راه طلب
گرد ما را هیچ کس در دامن صحرا نیافت ۲
گشت از کوتاه دستی پر گهر جیب صدف
موج از طول امل گوهر درین دریا نیافت ۳
تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار
صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت ۴
نیست معجز را اثر در طینت آهن دلان
چشم سوزن روشنی از صحبت عیسی نیافت ۵
خیمه تا بیرون نزد صائب ازین بستانسرا
در حریم دیده خورشید، شبنم جا نیافت ۶
خرده گل آب شد، در غنچه او جا نیافت ۱
خودنمایی شیوه ما نیست در راه طلب
گرد ما را هیچ کس در دامن صحرا نیافت ۲
گشت از کوتاه دستی پر گهر جیب صدف
موج از طول امل گوهر درین دریا نیافت ۳
تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار
صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت ۴
نیست معجز را اثر در طینت آهن دلان
چشم سوزن روشنی از صحبت عیسی نیافت ۵
خیمه تا بیرون نزد صائب ازین بستانسرا
در حریم دیده خورشید، شبنم جا نیافت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۷ - از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۹ - تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.