هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از گذر سریع زمان و از دست رفتن فرصتها در اثر تعلل و غفلت شکایت میکند. او به ناامیدیها، اشتباهات و فرصتهای از دست رفته اشاره میکند و در پایان، مخاطب را به استفاده از عمر باقیمانده و پرهیز از غفلت توصیه میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی کافی از زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده، برای مخاطبان کمسنتر ممکن است دشوار باشد.
غزل ۱۳۶۹ - تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت ۱
قوت سرپنجه مشکل گشای فکر من
در ورق گردانی لیل و نهار از دست رفت ۲
تا کمر بستم غبار از کاروان بر جا نبود
از کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت ۳
داغهای ناامیدی یادگار خود گذاشت
خرده عمرم که چون نقد شرار از دست رفت ۴
تا نفس را راست کردم ریخت اوراق حواس
دست تا بر دست سودم نوبهار از دست رفت ۵
پی به عیب خود نبردم تا بصیرت داشتم
خویش را نشناختم آیینه دار از دست رفت ۶
حاصل عمر پریشان روزگارم چون صدف
تا نهادم پا ز دریا بر کنار از دست رفت ۷
عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار
تا عنان آمد به دستم اختیار از دست رفت ۸
عمر باقی مانده را صائب به غفلت مگذران
تا به کی گویی که روز و روزگار از دست رفت؟ ۹
تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت ۱
قوت سرپنجه مشکل گشای فکر من
در ورق گردانی لیل و نهار از دست رفت ۲
تا کمر بستم غبار از کاروان بر جا نبود
از کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت ۳
داغهای ناامیدی یادگار خود گذاشت
خرده عمرم که چون نقد شرار از دست رفت ۴
تا نفس را راست کردم ریخت اوراق حواس
دست تا بر دست سودم نوبهار از دست رفت ۵
پی به عیب خود نبردم تا بصیرت داشتم
خویش را نشناختم آیینه دار از دست رفت ۶
حاصل عمر پریشان روزگارم چون صدف
تا نهادم پا ز دریا بر کنار از دست رفت ۷
عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار
تا عنان آمد به دستم اختیار از دست رفت ۸
عمر باقی مانده را صائب به غفلت مگذران
تا به کی گویی که روز و روزگار از دست رفت؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۸ - لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۰ - گر چه از بیداد خسرو زین جهان فرهاد رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.