خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، به بیان ناپایداری دنیا و بیوفایی آن میپردازد. شاعر با اشاره به گذرا بودن زندگی و بیثباتی شرایط انسانی، از نادیده گرفته شدن دردها و رنجهای آدمی توسط دیگران سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عرفان، تسلیم در برابر سرنوشت و ناامیدی از دنیا اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۳۷۵ - دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت
دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت
صد سخن سر کرد، اما یک سخن نشنید و رفت ۱
هر که آمد در غم آباد جهان، چون گردباد
روزگاری خاک خورد، آخر به خود پیچید و رفت ۲
وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود
سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت ۳
ای کم از زن! فکر مرکب در طریق کعبه چیست
این بیابان را به پهلو رابعه غلطید و رفت ۴
گریه می آید به منصورم که در دار فنا
گفت چندین حرف حق، یک حرف حق نشنید و رفت ۵
(سیر معراج فنا را قوتی در کار نیست
چون شرر می باید اندک همتی ورزید و رفت) ۶
صائب آمد در حریمت با دل امیدوار
شد به صد دل از امید خویشتن نومید و رفت ۷
صد سخن سر کرد، اما یک سخن نشنید و رفت ۱
هر که آمد در غم آباد جهان، چون گردباد
روزگاری خاک خورد، آخر به خود پیچید و رفت ۲
وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود
سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت ۳
ای کم از زن! فکر مرکب در طریق کعبه چیست
این بیابان را به پهلو رابعه غلطید و رفت ۴
گریه می آید به منصورم که در دار فنا
گفت چندین حرف حق، یک حرف حق نشنید و رفت ۵
(سیر معراج فنا را قوتی در کار نیست
چون شرر می باید اندک همتی ورزید و رفت) ۶
صائب آمد در حریمت با دل امیدوار
شد به صد دل از امید خویشتن نومید و رفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۴ - بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۶ - زهرخند ای دل که دور گریه مستانه رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.