هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، ناامیدی، گذر زمان و رنجهای زندگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند شراب، میخانه، خرمن امید و گنج گوهری، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از دوری معشوق، نابودی امیدها و رازهای نهفته در دل میگوید و در نهایت به پذیرش رنجها و مسئولیتهای زندگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها مانند شراب و میخانه ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۱۳۷۶ - زهرخند ای دل که دور گریه مستانه رفت
زهرخند ای دل که دور گریه مستانه رفت
روزگار دار و گیر شیشه و پیمانه رفت ۱
می شود کان بدخشان از شراب لعل رنگ
چون سبو با دست خالی هر که در میخانه رفت ۲
دانه می گویند بعد از کاه می ماند بجا
خرمن امید ما را کاه ماند و دانه رفت ۳
راز عشق از دل به زور گریه بر صحرا فتاد
طرفه گنج گوهری از کیسه ویرانه رفت ۴
بار قتل خود به دوش دیگران نتوان نهاد
در میان عشقبازان کوهکن مردانه رفت ۵
بت پرستان چون نسوزانند با صندل مرا؟
آن که گاهی دردسر می داد، ازین بتخانه رفت ۶
می کند جا در ضمیر آشنایان سخن
هر که چون صائب به فکر معنی بیگانه رفت ۷
روزگار دار و گیر شیشه و پیمانه رفت ۱
می شود کان بدخشان از شراب لعل رنگ
چون سبو با دست خالی هر که در میخانه رفت ۲
دانه می گویند بعد از کاه می ماند بجا
خرمن امید ما را کاه ماند و دانه رفت ۳
راز عشق از دل به زور گریه بر صحرا فتاد
طرفه گنج گوهری از کیسه ویرانه رفت ۴
بار قتل خود به دوش دیگران نتوان نهاد
در میان عشقبازان کوهکن مردانه رفت ۵
بت پرستان چون نسوزانند با صندل مرا؟
آن که گاهی دردسر می داد، ازین بتخانه رفت ۶
می کند جا در ضمیر آشنایان سخن
هر که چون صائب به فکر معنی بیگانه رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۵ - دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۷ - وقت خط دل کام خود زان لعل روح افزا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.