هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیم عمیق انسانی مانند عشق، عرفان، صبر، تلاش و تقدیر میپردازد. شاعر از نمادهای مختلفی مانند سیلاب، خورشید، کعبه و ماهی برای بیان این مفاهیم استفاده کرده است. این شعر تأکید دارد که برخی فرصتها و موقعیتها را نمیتوان به سادگی به دست آورد و نیاز به تلاش و درک عمیق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۳۸۱ - دامن فرصت دل بیتاب نتواند گرفت
دامن فرصت دل بیتاب نتواند گرفت
مشت خاکی پیش این سیلاب نتواند گرفت ۱
برنخیزد هر که پیش از صبح از خواب گران
دولت بیدار را در خواب نتواند گرفت ۲
تا نسازد جمع خود را شبنم بی دست و پا
دامن خورشید عالمتاب نتواند گرفت ۳
عارفان را رخنه دل، قبله حاجت رواست
کعبه هرگز جای این محراب نتواند گرفت ۴
عاشقان را بوسه پیغام سازد تشنه تر
گوهر سیراب، جای آب نتواند گرفت ۵
در گریبان ریخت گردون ساغر خورشید را
هر تنک ظرفی شراب ناب نتواند گرفت ۶
حلقه دام گرفتاری دهن واکردن است
ماهی لب بسته را قلاب نتواند گرفت ۷
منت الماس از بی جوهری خواهد کشید
هر لب زخمی که از تیغ آب نتواند گرفت ۸
در کهنسالی ندارد ظلم دست از کار خویش
رعشه تیغ از پنجه قصاب نتواند گرفت ۹
هر که چون پروانه دارد داغ آتش طلعتی
چون سپند آرام در مهتاب نتواند گرفت ۱۰
گردباد خانه بر دوش دیار وحشتیم
را بر جولان ما سیلاب نتواند گرفت ۱۱
هر که را درد طلب صائب به هم پیچیده است
یک نفس آرام چون گرداب نتواند گرفت ۱۲
مشت خاکی پیش این سیلاب نتواند گرفت ۱
برنخیزد هر که پیش از صبح از خواب گران
دولت بیدار را در خواب نتواند گرفت ۲
تا نسازد جمع خود را شبنم بی دست و پا
دامن خورشید عالمتاب نتواند گرفت ۳
عارفان را رخنه دل، قبله حاجت رواست
کعبه هرگز جای این محراب نتواند گرفت ۴
عاشقان را بوسه پیغام سازد تشنه تر
گوهر سیراب، جای آب نتواند گرفت ۵
در گریبان ریخت گردون ساغر خورشید را
هر تنک ظرفی شراب ناب نتواند گرفت ۶
حلقه دام گرفتاری دهن واکردن است
ماهی لب بسته را قلاب نتواند گرفت ۷
منت الماس از بی جوهری خواهد کشید
هر لب زخمی که از تیغ آب نتواند گرفت ۸
در کهنسالی ندارد ظلم دست از کار خویش
رعشه تیغ از پنجه قصاب نتواند گرفت ۹
هر که چون پروانه دارد داغ آتش طلعتی
چون سپند آرام در مهتاب نتواند گرفت ۱۰
گردباد خانه بر دوش دیار وحشتیم
را بر جولان ما سیلاب نتواند گرفت ۱۱
هر که را درد طلب صائب به هم پیچیده است
یک نفس آرام چون گرداب نتواند گرفت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸۰ - زنگ خط آیینه رخسار جانان را گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸۲ - صبر دامان دل بیتاب نتواند گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.