هوش مصنوعی: شاعر در این متن از بخت و اقبال خود شکایت دارد و بیان می‌کند که با وجود بیداری و تلاش، به موفقیت نرسیده است. او اشاره می‌کند که بخت با او همراه نبوده و حتی هنر و دانش نیز نتوانسته‌اند طالع او را تغییر دهند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عاشقان همواره با بخت سیاه روبرو هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

غزل ۱۴۰۹ - بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت

بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت
قانعم با دل بیدار ز بیداری بخت ۱

شکر این نعمت عظمی چه توانم کردن
که به دولت نرسیدم ز مددکاری بخت ۲

شکوه از بخت گرانخواب ز کوته نظری است
که سبکسیر بود مدت بیداری بخت ۳

از برومندی ظاهر دل چون آینه را
غوطه در زنگ دهد جامه زنگاری بخت ۴

با هنر طالع فرخنده نمی گردد جمع
که بود محضر دانش خط بیزاری بخت ۵

دو سه روزی است برومندی گلزار امید
سایه ابر بهارست هواداری بخت ۶

نیست ممکن که ز یک دست صدا برخیزد
یار اگر یار نباشد چه کند یاری بخت؟ ۷

صائب ارباب هوس کامروایند همه
هست مخصوص به عشاق سیه کاری بخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۸ - غزالان را ز وحشت باز دارد دیدن چشمت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱۰ - دست بر هر چه فشاندم به رگ جان آویخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.