هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر استقلال و خودکفایی شاعر است. او به نداشتن نیاز به دیگران و رضایت از داشته‌های خود اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از دردها و رنج‌های شخصی خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی روشنایی خانه‌اش نیز از درون خودش سرچشمه می‌گیرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

غزل ۱۴۲۹ - کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست

کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست
پر طاوس بود پای چراغی که مراست ۱

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب
تر نگردد ز می ناب دماغی که مراست ۲

خانه خلق اگر از روزنه روشن گردد
دل سیه می شود از روزن داغی که مراست ۳

نیست محتاج به شمع دگران خانه من
هم ز سرگرمی خویش است چراغی که مراست ۴

نیست چون لاله مرا چشم به دست دگران
می برون آورد از خویش ایاغی که مراست ۵

قسمت خال ز کنج دهن خوبان نیست
صائب از روی زمین کنج فراغی که مراست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۲۸ - از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳۰ - در لحد گل نکند شعله داغی که مراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.