هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیان‌گر ناامیدی و اندوه شاعر از نرسیدن به آرزوها و عشق است. او از بی‌وفایی یار، نرسیدن به خواسته‌ها و ناکامی‌های زندگی شکایت می‌کند، اما در عین حال به تقدیر و قضا و قدر نیز اشاره دارد و معتقد است رزق هر کس به اندازه‌ نیازش می‌رسد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همچنین بیان احساسات پیچیده مانند ناامیدی و عشق ناکام، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.

غزل ۱۴۷۱ - عمر بگذشت و هوس در دل ما نیمرس است

عمر بگذشت و هوس در دل ما نیمرس است
راه طی گشت و همان آبله ها نیمرس است ۱

آه ما گر به زمین بوس اجابت نرسد
نیست تقصیر هدف، ناوک ما نیمرس است ۲

در ستمکاری و بیداد رسا افتاده است
یار چندان که در آیین وفا نیمرس است ۳

به من از تیغ تو یک زخم نمایان نرسید
مد احسان تو بیرحم چرا نیمرس است؟ ۴

نکهت پیرهن یوسف مصرست رسا
گر ز کوته نظری جذبه ما نیمرس است ۵

نه به غمخانه من، نه به مزارم آمد
آن ستمگر ز کجا تا به کجا نیمرس است! ۶

میوه پخته محال است نیفتد بر خاک
هر که دل بسته به این دار فنا نیمرس است ۷

می رسد رزق به اندازه حاجت صائب
بر زیادت طلبان آب و گیا نیمرس است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۶۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۰ - چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۲ - خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.