هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، هستی، رنج و شادی، و معنای زندگی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی و نمادین برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۷۲ - خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است
خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است
این سرایی است که در بسته و معمور خوش است ۱
نه همین روی زمین از تو شکر می خندد
کز شکرخند تو در زیر زمین مور خوش است ۲
هر کبابی که بود شور، نمی باشد خوش
دل کبابی است که هر چند بود شور خوش است ۳
خاکساری ز بزرگان جهان زیبنده است
این سفالی است که در مجلس فغفور خوش است ۴
در نگین خانه نگین جلوه دیگر دارد
بر سر دار فنا مسند منصور خوش است ۵
خون مرده است به چشم تو شب از مرده دلی
ورنه بیداردلان را شب دیجور خوش است ۶
چند در پرده کسی راز خود اظهار کند؟
ارنی گفتن موسی به سر طور خویش است ۷
دوزخ بی هنران صحبت بینایان است
خانه هر چند که تاریک بود عور خوش است ۸
نیست باز آمدن از فکر و خیال تو مرا
با رفیقان موافق سفر دور خوش است ۹
می زند بر جگر تشنه لبان آب، عقیق
با خیال تو دل صائب مهجور خوش است ۱۰
این سرایی است که در بسته و معمور خوش است ۱
نه همین روی زمین از تو شکر می خندد
کز شکرخند تو در زیر زمین مور خوش است ۲
هر کبابی که بود شور، نمی باشد خوش
دل کبابی است که هر چند بود شور خوش است ۳
خاکساری ز بزرگان جهان زیبنده است
این سفالی است که در مجلس فغفور خوش است ۴
در نگین خانه نگین جلوه دیگر دارد
بر سر دار فنا مسند منصور خوش است ۵
خون مرده است به چشم تو شب از مرده دلی
ورنه بیداردلان را شب دیجور خوش است ۶
چند در پرده کسی راز خود اظهار کند؟
ارنی گفتن موسی به سر طور خویش است ۷
دوزخ بی هنران صحبت بینایان است
خانه هر چند که تاریک بود عور خوش است ۸
نیست باز آمدن از فکر و خیال تو مرا
با رفیقان موافق سفر دور خوش است ۹
می زند بر جگر تشنه لبان آب، عقیق
با خیال تو دل صائب مهجور خوش است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۱ - عمر بگذشت و هوس در دل ما نیمرس است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۳ - ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.