هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند رنج، فقر، گذر زمان و بی‌ثباتی زندگی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند آیینه، آتش، نان، آسیاب و پسته برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

غزل ۱۴۸۶ - زنگ آیینه من صحبت بیدردان است

زنگ آیینه من صحبت بیدردان است
نفس سوختگان مغز مرا ریحان است ۱

نعل پیران بود از قامت خم در آتش
این کمانی است که چون تیر، سبک جولان است ۲

آفتابی که بود ایمن از آسیب زوال
قرص نانی است که بر سفره درویشان است ۳

آسیایی که ز خود آب بیرون می آرد
زیر گردون سبکسیر همین دندان است ۴

می دهد زود سر سبز ز غفلت بر باد
هر که چون پسته درین بزم لبش خندان است ۵

نیست در قافله گریه ما پیش و پسی
صدف دیده ما پر گهر غلطان است ۶

می رسد زود به خورشید چو شبنم صائب
دیده هر که درین سبز چمن حیران است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۵ - برق خاشاک گنه، روزه تابستان است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۷ - (جسم زاری است که با آه به هم پیچیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.