این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهی تنهایی، ناامیدی، عشق و رنجهای روحی است. شاعر از عناصر طبیعت مانند سیل، نسیم، شبنم و گلزار برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند. همچنین، او به رابطهی عاشقانهاش اشاره میکند که پر از درد و رنج است. در نهایت، شاعر به خرابات و بادهپرستی به عنوان پناهگاهی از این رنجها اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و ناامیدی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند بادهپرستی و خرابات ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
غزل ۱۵۰۲ - سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
بی سرانجامی من خانه نگهدار من است ۱
می کند کار نسیم سحری با دل من
خامشی گر چه به ظاهر گره کار من است ۲
چون نشد پیش شکر سبز چو طوطی سخنم
زین چه حاصل که جهان واله گفتار من است؟ ۳
چشمه ای را که سکندر به دعا می طلبید
شبنم سوخته چهره گلزار من است ۴
می توانم سر طومار شکایت وا کرد
عرق شرم تو مهر لب اظهار من است ۵
دوستان آینه صورت احوال همند
من خراب توام و چشم تو بیمار من است ۶
منم آن آینه خاطر که رگ خواب جهان
همچو مژگان به کف دیده بیدار من است ۷
نیست آیینه بینایی من عیب نما
به چه تقصیر فلک در پی آزار من است؟ ۸
در خرابات من آن باده پرستم صائب
که رگ تلخی می رشته زنار من است ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.