هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، و هشیاری درونی است. شاعر از غفلت و مستی به عنوان مانعی برای هشیاری دلش یاد میکند و از عشق و رنجهایش سخن میگوید. او به قدرت و تأثیر عشق در زندگی خود اشاره میکند و از دشواریها و بارهای عاطفی که بر دوش میکشد، مینویسد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند قیامت، تقدیر، و رازداری در عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۱۵۰۳ - مانع مستی غفلت دل هشیار من است
مانع مستی غفلت دل هشیار من است
پادشاه شب من دیده بیدار من است ۱
می سپارند به هم دست به دست اطفالم
شور مجنون خجل از گرمی بازار من است ۲
هر که افتاده ز خود پیش ز وحشت زدگان
در بیابان طلب قافله سالار من است ۳
خصم را می کنم از راه تنزل مغلوب
سیل خونین جگر از پستی دیوار من است ۴
لب خمیازه من باز ز گفتار شود
مهر خاموشی من ساغر سرشار من است ۵
چون فلاخن ز گرانی است مرا دور نشاط
هر که باری ننهد بر دل من بار من است! ۶
خطر از لغزش پا نیست مرا در مستی
طارم تاک به صد دست نگهدار من است ۷
کمر خدمت بت بسته ام از رشته جان
صد گره در دل تسبیح ز زنار من است ۸
می کند دامن صحرای قیامت تنگی
به سرشکی که گره در دل افگار من است ۹
جوی خون می کند از ناخن الماس روان
گرهی چند که از زلف تو در کار من است ۱۰
قفل، مفتاح در بسته نگردد هرگز
لب خاموش تو مهر لب اظهار من است ۱۱
گر چه آزار به موری نپسندم صائب
هر که را می نگرم در پی آزار من است ۱۲
پادشاه شب من دیده بیدار من است ۱
می سپارند به هم دست به دست اطفالم
شور مجنون خجل از گرمی بازار من است ۲
هر که افتاده ز خود پیش ز وحشت زدگان
در بیابان طلب قافله سالار من است ۳
خصم را می کنم از راه تنزل مغلوب
سیل خونین جگر از پستی دیوار من است ۴
لب خمیازه من باز ز گفتار شود
مهر خاموشی من ساغر سرشار من است ۵
چون فلاخن ز گرانی است مرا دور نشاط
هر که باری ننهد بر دل من بار من است! ۶
خطر از لغزش پا نیست مرا در مستی
طارم تاک به صد دست نگهدار من است ۷
کمر خدمت بت بسته ام از رشته جان
صد گره در دل تسبیح ز زنار من است ۸
می کند دامن صحرای قیامت تنگی
به سرشکی که گره در دل افگار من است ۹
جوی خون می کند از ناخن الماس روان
گرهی چند که از زلف تو در کار من است ۱۰
قفل، مفتاح در بسته نگردد هرگز
لب خاموش تو مهر لب اظهار من است ۱۱
گر چه آزار به موری نپسندم صائب
هر که را می نگرم در پی آزار من است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۲ - سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۴ - موج سنبل ز پریشانی پرواز من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.