هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر عشق و دلبستگی شاعر به سخن و هنر سخنوری است. او سخن را مسیحای خود میداند که دردهایش را درمان میکند و به زندگیاش معنا میبخشد. شاعر از جادههای پرپیچوخم زندگی میگوید که با همت والای خود از آنها عبور میکند. او به زیباییهای طبیعت مانند گل و لاله توجهی ندارد، زیرا زیبایی سخن برایش بسی ارزشمندتر است. در نهایت، شاعر خود را طوطی هند سخن میخواند که با قلم شیرینش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۵۰۷ - دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
هر که را درد سخن هست مسیحای من است ۱
گر چه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا
کهکشان جاده همت والای من است ۲
به تماشای گل و لاله به بستان نروم
گل رخسار سخن لاله حمرای من است ۳
غیر زنجیر که سر در قدم من دارد
در بیابان طلب کیست که همپای من است؟ ۴
تکیه بر بالش دیبا نکنم چون صورت
خواب سنگین چو شود بالش خارای من است ۵
هر کجا حلقه زند هاله سرگردانی
مرکز دایره اش آبله پای من است ۶
چون سخن از نفسم سبز نگردد صائب؟
طوطی هند سخن، کلک شکرخای من است ۷
هر که را درد سخن هست مسیحای من است ۱
گر چه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا
کهکشان جاده همت والای من است ۲
به تماشای گل و لاله به بستان نروم
گل رخسار سخن لاله حمرای من است ۳
غیر زنجیر که سر در قدم من دارد
در بیابان طلب کیست که همپای من است؟ ۴
تکیه بر بالش دیبا نکنم چون صورت
خواب سنگین چو شود بالش خارای من است ۵
هر کجا حلقه زند هاله سرگردانی
مرکز دایره اش آبله پای من است ۶
چون سخن از نفسم سبز نگردد صائب؟
طوطی هند سخن، کلک شکرخای من است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۶ - نفس سوخته شمع سر بالین من است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۸ - تا جنون انجمن افروز دل خونین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.