خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و نمادهای مختلف مانند یوسف، چاه، شمع، و سرو برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی استفاده میکند. شعر به موضوعاتی مانند صبر، عشق، رنج، و جستجوی معنوی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار میباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و صبر نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۱۶ - بند و زندان گرامی گهران از جاه است
بند و زندان گرامی گهران از جاه است
یوسف ما به عزیزی چو رسد در چاه است ۱
راستان از سخن خویش نگردند به تیغ
شمع تا کشته شدن با همه کس همراه است ۲
هر قدر جامه او بر قد سروست دراز
جامه سرو سهی بر قد او کوتاه است ۳
به چه امید کسی از وطن آید بیرون؟
منزل اول یوسف چو درین ره چاه است ۴
خال شبرنگ بر آن گوشه ابرو صائب
عارفان را به نظر نقطه بسم الله است ۵
یوسف ما به عزیزی چو رسد در چاه است ۱
راستان از سخن خویش نگردند به تیغ
شمع تا کشته شدن با همه کس همراه است ۲
هر قدر جامه او بر قد سروست دراز
جامه سرو سهی بر قد او کوتاه است ۳
به چه امید کسی از وطن آید بیرون؟
منزل اول یوسف چو درین ره چاه است ۴
خال شبرنگ بر آن گوشه ابرو صائب
عارفان را به نظر نقطه بسم الله است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۱۵ - هر که از حمد تو خاموش نگردد دم ازوست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱۷ - هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.