هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، رنج و امید میپردازد. شاعر با اشاره به گل، بلبل، یوسف و دیگر نمادها، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
غزل ۱۵۲۷ - غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
تا که دیگر به تماشای گلستان رفته است؟ ۱
از لب یار به پیغام بسازید که خضر
بارها تشنه ازین چشمه حیوان رفته است ۲
بوی خون می رسد از تربت مجنون به مشام
شیر هر چند که بیرون ز نیستان رفته است ۳
دشت دریا شده و چشم غزالان عنبر
تا که امروز ازین بادیه گریان رفته است؟ ۴
یوسف مصر شد از بند به خوابی آزاد
یوسف ماست که از یاد عزیزان رفته است ۵
مگشا لب به شکرخنده شادی زنهار
که گل از باغ به این زخم نمایان رفته است ۶
می کشد ناز گل از هر سر خاری صائب
بلبل ما ز قفس تا به گلستان رفته است ۷
تا که دیگر به تماشای گلستان رفته است؟ ۱
از لب یار به پیغام بسازید که خضر
بارها تشنه ازین چشمه حیوان رفته است ۲
بوی خون می رسد از تربت مجنون به مشام
شیر هر چند که بیرون ز نیستان رفته است ۳
دشت دریا شده و چشم غزالان عنبر
تا که امروز ازین بادیه گریان رفته است؟ ۴
یوسف مصر شد از بند به خوابی آزاد
یوسف ماست که از یاد عزیزان رفته است ۵
مگشا لب به شکرخنده شادی زنهار
که گل از باغ به این زخم نمایان رفته است ۶
می کشد ناز گل از هر سر خاری صائب
بلبل ما ز قفس تا به گلستان رفته است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۲۶ - خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۲۸ - هر که از قافله کعبه جدا افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.