هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید. او از عشق به عنوان گوهری گرانبها و آتشی سوزان یاد می‌کند و از بی‌توجهی معشوق به حال عاشقان گلایه می‌کند. شاعر همچنین از سوزش دل و جان در راه عشق می‌گوید و از تاریکی و رنج نفس شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌تر در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۷۵۱ - از قصه حال ما نپرسی؟

از قِصّه حالِ ما نَپُرسی؟
وَزْ کُشتنِ عاشقانْ نَتَرسی؟ ۱

ای گوهرِ عشق از چه بَحْری؟
وِیْ آتشِ عشق از چه دَرسی؟ ۲

آن جا که تویی، کِه راه یابَد؟
زان جانِبِ چَرخ و عَرش و کُرسی ۳

ای دل تو دلی، نه دیگِ آهن
از آتشِ عشق، چند تَفْسی ۴

جان و دل و نَفْس، هر سه سوزید
تا کِی گویم ظَلَمْتُ نَفْسی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۵۰ - ای جان و جهان چه می‌گریزی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵۲ - ای دلبر‌ بی‌دلان صوفی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.