هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند نادانی، حیرت، عقل، سرگردانی، درد و رنج، عشق، و دنیای پرتلاطم می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد و درک آن‌ها نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارد.

غزل ۱۵۷۲ - دست در دامن اندیشه زدن نادانی است

دست در دامن اندیشه زدن نادانی است
ساحلی دارد اگر بحر جهان حیرانی است ۱

باعث گردش افلاک که می داند چیست؟
قسمت عقل ازین دایره سرگردانی است ۲

تا به خار و خس ما بی سر و پایان چه رسد
کشتی نوح درین قلزم خون طوفانی است ۳

دل بیتاب ندانم که کجا می باشد
گوهر پاک غریب وطن از غلطانی است ۴

نرسد حسن به درددل صد پاره ما
قسمت طفل ز اوراق، ورق گردانی است ۵

دل آگاه نگردد به عزیزی خرسند
بر سر تخت همان یوسف ما زندانی است ۶

حرص نان بیشتر از ریزش دندان گردد
که صدف کاسه دریوزه ز بی دندانی است ۷

صائب از لاله عذاران به نگه قانع باش
که صبا محرم گلها ز سبک جولانی است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۱ - از شناسایی حق لاف زدن، نادانی است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷۳ - عقل سدی است درین راه که برداشتنی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.