هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، حیرت در برابر معشوق، و مفاهیم عرفانی مانند عشق الهی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند زلف، بوسه، و آتش برای توصیف حالات عاشقانه استفاده کرده و در برخی ابیات به مفاهیم فلسفی و وجودی نیز اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۶۴۶ - بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت

بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
گهر ز شرم لبت سنگ در دهان انداخت ۱

ز سنگ تفرقه یک شیشه درست نماند
چه فتنه بود که زلف تو در میان انداخت ۲

کدام سینه هدف شد، که ناوکش خود را
نفس گداخته در خانه کمان انداخت ۳

گلاب صبح قیامت کجا به هوش آرد؟
مرا که حیرت دیدار از زبان انداخت ۴

اگر به دامن همت غبار نشیند
ز آسیای فلک آب می توان انداخت ۵

ازان به دیده خورشید، عشق سوزن زد
که طرح بوسه بر آن خاک آستان انداخت ۶

فسردگی نفس شعله را گره زده بود
سپند، زمزمه عشق در میان انداخت ۷

به کلک قدرت صائب شکستگی مرساد!
که طرز حافظ شیراز در میان انداخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۴۵ - که این نمک ز تبسم در آتشم انداخت؟
گوهر بعدی:غزل ۱۶۴۷ - ز شرم در حرم وصل جان محرم سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.